سمیه باقری: لباس سینما و تلویزیون خالی از خلاقیت


سمیه باقری: لباس سینما و تلویزیون خالی از خلاقیت

 سینما و تلویزیون به عنوان یکی از بزرگترین رسانه‌های تصویری به شمار می‌روند که بر تمامی ارکان وجوه زندگی انسان تاثیر گذاشته‌اند.

بدیهی است سینما و تلویزیون با قدرت فراگیرشان می‌توانند خواسته یا ناخواسته هر چیزی را که بر صفحه جادویی خود به نمایش می‌گذارند به فرهنگ عمومی یک جامعه و یا حتی فراتر از آن تبدیل کنند. جامعه امروز ایران در حالی نسبت به این رسانه‌ها بی‌تفاوت عمل می‌کند که سال‌هاست بازار پوشاک و فرهنگ عمومی پوشش را کشورهای دیگر با استفاده هوشمندانه از همین بخش تسخیر کرده‌اند.

 

پای درد و دل تک تک بازیگران که بنشینیم از مشکل لباس در فیلم‌ها گلایه دارند. اینکه کمد لباس‌هایشان باید توسط طراحان کنکاش شود و هیچ ویژگی تازه‌ای بر ابعاد شخصیت داستان توسط بخش لباس افزوده نمی‌شود، ساده‌ترین اظهارات این قشر است.

 

به نظر می‌رسد مشکلات اقتصادی که پایش از هیچ کجای این کشور کوتاه نیست، فرهنگ و هنر را چنان در خود گره زده که بخش لباس به عنوان قسمتی از جذابیت این حوزه در دست فراموشی است. تهیه‌کننده‌های خصوصی سینما و تلویزیون به دنبال طراحی لباس نیستند چرا که قطعا این بخش هزینه‌های خاصی را در بر دارد. جالب اینجاست که مظلومانه‌تر از بخش لباس برای کاهش هزینه‌ها در سینما وجود ندارد؛ لذا نخستین جایی که فراموش می‌شود دقیقا همین بخش حساس است. در این شرایط کمد لباس‌های خود بازیگران منبع الهام، بروز خلاقیت و طراحی لباس برای یک طراح می‌شود. در حالی که قطعا انتخاب چنین گزینه‌هایی را در بر ندارد.

 

پاسخ به این سوال ساده که کمد لباس بازیگران از چه نوع مدل‌هایی پر شده، جواب‌گوی وضعیت حاضر و سردرگمی‌های موجود در عرصه مد و لباس کشور است. در شرایطی که کشوری مانند ترکیه برای یک سریال نظیر "سلطان سلیمان" هزینه‌های هنگفت طراحی لباس را آن هم برای بیش از هزار بازیگر تقبل می‌‎کند باید به این فکر کرد که آیا این میزان هزینه برای چنین کشوری صرفه اقتصادی دارد؟ پاسخ این سوال یقینا آری است. نگاهی به بازار ایران بعد از پخش سریال‌های ماهواره‌ای بیانگر تاثیرگذاری واضح و سریع این بخش‌ها بر فرهنگ ایران و شیوع اعتقاد مردم به کیفیت اجناس ترک است تا جایی که این روزها ایرانیان حاضرند پول بیشتری را به ازای محصولات ترک بدهند اما برای محصولات داخلی هیچ ارزشی قائل نشوند.

 

 

از سوی دیگر، همه می‌دانیم بازیگران ما نیز در اغلب موارد از فروشگاه‌های سطح شهر خرید می‌کنند، فروشگاه‌هایی که به طور واضح مدت‌هاست توسط سریال‌های خارجی و مدل‌های کپی کشورهای دیگر تغذیه می‌شوند. با چنین وضعیتی چطور می‌توان انتظار داشت فرهنگ‌سازی ملی و دینی در عرصه لباس ��خ دهد، وقتی هر آنچه در اطراف می‌بینیم همین مدل‌های خارجی است؟ در این شرایط باید گفت نه تنها از سینما و تلویزیون خلاقیتی به بازار لباس تزریق نمی‌شود، بلکه لباس‌های تبلیغ شده توسط این رسانه از اجتماع به سوی اجتماع باز می‌گردد و رسانه‌ها نیز ناآگاهانه آب به آب‌ریز رسانه‌های خارجی می‌ریزند!

 

 

تجربه نشان داده که هر جا طراحی لباس بال و پر یافته و امکان بروز خلاقیت به طراحان داده شده، مستقیما جامعه تغییرات آن را انعکاس داده است. جذابیت سریال و بازی موفق بازیگران از جمله عوامل مهم برای تاثیرگذاری بخش طراحی لباس به شمار می‌رود چرا که یقینا این بخش در سایه کشش روایی داستان جلوه می‌یابد.

 

نمونه‌های موفقی از این کار در دوره‌های مختلف سینما و تلویزیون ایران موجود است که به چند مورد آن اشاره می‌کنم.

 

سریال "در پناه تو" به کارگردانی حمید لبخنده و محصول سال 74 از جمله برنامه‌هایی بود که به راحتی توانست چادر کشدار و کیف چرمی را در بین دختران دبیرستانی و دانشجو اشاعه دهد تا جایی که مدت‌های مدید تیپ رفتاری بازیگر نقش اصلی این سریال که لعیا زنگنه نقش او را بر عهده داشت نیز توسط دختران جوان تقلید می‌شد.

 

این اتفاق ساده که تنها با دوختن یک کش به چادر همراه بود توانست مدل خاصی از چادر سر کردن را در جامعه اشاعه دهد که هنوز هم رواج دارد. واقعیت این است که همراه شدن تیپ رفتاری بازیگر با مدل لباس و جذابیت روند سریال همه و همه سبب ساز شکل‌گیری چنین موجی در جامعه شد.

 

در دهه 70 یکی از سریال‌های طنز مهران مدیری باعث رواج یافتن، مدل خاصی از پوشش سر شد. "نوروز 72 " که با بازی مهران مدیری و لاله صبوری همراه بود، باعث شد که شال انداختن بر روی یک روسری با شکل کاملا پوشیده موها به مد روز آن زمان تبدیل شود.

 

سریال "شمس العماره" در سال‌های اخیر ریتم داستانی طنز آلود و موفقی را دنبال کرد اما آنچه به سرعت در بازار ایران دیده شد مدل بستن شال شخصیت اول فیلم بود که در بازار و اینترنت مخاطبان خود را جذب کرد. این شخصیت که نقش آن را هانیه توسلی به عهده داشت، روسری را به سبکی کاملا محجبه و زیبا بر سر داشت تا جایی که به سرعت آموزش بستن مدل شال در کشور باب شد.

 

نمونه دیگر از فراگیری طراحی لباس یک فیلم در جامعه به فیلم "سنتوری" ساخته داریوش مهرجویی مربوط می‌شود. در این فیلم بازیگران نقش اصلی زن و مرد پانچوهایی دوخته شده از شال‌های زنانه به تن داشتند. بعد از اکران فیلم این مدل لباس در تمامی فروشگاه‌های لباس عرضه شد. تنوع در رنگ آمیزی، استفاده راحت و قیمت مناسب این لباس‌ها باعث استقبال زیاد خانم‌ها از این مدل شد که تا مدت زیادی ادامه پیدا کرد.

 

 

یقینا این انعکاس در جزئی‌ترین مسائل موجود بر روی پرده سینما و تلویزیون قابل پیگیری و تحقیق است. با این حساب چطور می‌توان از چنین عنصر تاثیرگذاری که به راحتی می‌تواند با نگاهی منصفانه، زیبایی شناختی و غیر مستقیم عمل کند، بگذریم و به سراغ روش‌های سلبی برویم؟؟؟

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه